{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The Queen of My Heart ❤️👑

The Queen of My Heart ❤️👑
(ملکه قلب من)

پارت ۳۵

ادامه ویو کایاـ

از بار که خارج شدیم، حری و ایو رو دیدم که کنار ماشین ایستاده بودن.

حری با دیدن لیا روی شونم زد زیر خنده

حری: داداش این دیگه چه وضعشه؟

کایا: حرف نزن بیا سویچ ماشینو بگیر
ایو رو برسون.

سویچ رو سمتش پرت کردم

حری: شما چی

کایا: تو با ماشین برو من زنگ میزنم جک بیاد.

حری: باشه ما میریم پس

بعد حرفش ایورو رو صندلی شاگرد نشوند و خودشم پشت فرمون نشست
و حرکت کردن

بعد رفتنشون لیا رو روی نیمکتی که بهمون نزدیک بود نشوندم ولی دستش محکم دور گردنم قفل شده بود

کایا: میشه ول کنی

لیا: نه...

کایا: لیا دستتو باز کن

لیا: نوموخام🥺

کایا: چرا؟

لیا: تنهام نزار.

چند لحظه چیزی نگفتم.

کایا: نمی‌خوام تنهات بذارم، فقط دستتو باز کن.

لیا سرشو تکون داد و محکم‌تر دستاشو دور گردنم نگه داشت.

تو همون حالت صاف شدم و با دستاش از گردم اویزون بود
این صفحه باعث شد گوشه لبمو گاز بگیرم و لبخندی بشینه رو صورتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«ادیت: نویسنده(ملکه ها این حرکت کایارو امتحان کنید خودتون(در صورتی که گوشه لبتونو گاز گرفتید لبخند بزنید😂)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه:

لیا پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و خودشو بیشتر بهم چسپوند


«ادیت:نویسنده(وای عررررر، جیگیلی پیگیلیی)»


کایا: نمیخای ول کنی

لیا:نچ، نوموخام

کایا: خیلی خب،

تو همون حالت نشستم روی نیمکت لیا که هنوز بهم چسپیده بود

سرشو روی شونم گذاشت و چشم‌هاشو بست.

گوشیمو در اوردم که با جک تماس بکیرم.
که دوباره صدای زمزمه کوتاه لیا در گوشم بلند شد

لیا: قول دادی تنهام نذاری.

کایا: آره، قول دادم.

گوشیمو برداشتم و به جک زنگ زدم.
چند بوق خورد تا جواب داد.

جک: بله قربان؟

کایا: جک می‌تونی بیای؟

جک: بله قربان... کجا بیام؟

کایا: با ماشین بیا بار.

جک: چشم قربان، الان حرکت می‌کنم.

تماس رو قطع کردم و گوشی رو کنارم گذاشتم.

چند لحظه بعد تازه متوجه شدم لیا روی شونم خوابش برده.

نگاهش کردم و بی اختیار دستمو رو موهاش گذاشتم و آروم نوازشش کردم.
ــ
ادامه دارد... 🖤👑
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
۲۰تا لایک ❤
۲۰تا کامنت💬
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلاید دو: ماشین کایا که داد دست حری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#الارا_عاشقونه
دیدگاه ها (۲)

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۴ویو کایاـ چند س...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۳ویو لیاـچشمامو ...

he Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من).پارت چهارده. ویو لیاـچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط