{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شد ...

صبح شد ...
چشم بگشای که خورشید شِکُفت ...
باز کن پنجره را با دمِ صبح ،
باید از خانه‌ی دل
گَرد پریشانی رُفت!
دیدگاه ها (۳)

ترسم این است که نیایینفسم تنگ شود...

کاش بلد بودیم،عاشق "خودمان" شویم!"خود" ما‌ عجیب لایق دوست دا...

من راهیِ تو اَمای مقصدِ درست . . .

سر می‌روم از خویشاز گوشه گوشه فرو می‌ریزمو عطر تو رسوایم می‌...

من سحر باد صبا صبح نسیم و خورشید

از پنجرهٔ صبح به خورشید سلامبر سبزه و باغ عطر امید سلامگیسوی...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط