{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب از نگاه پنجره زل زده

شب از نگاه پنجره زل زده

به من که روی تخت افتاده ام

همین منی که بعد از افسردگی

به زندگی دوباره دل داده ام

نسیم پرده را تکان میدهد

و پلک پنجره به هم میخورد

دوباره چشم آسمان گریه کرد

به شیشه اشک های نم میخورد

مدام با خودم جدل داشتم

چرا خدا مرا خراب ِ تو خواست؟!!!؟

بیا درون سینه ام را ببین

چه آتشی ز تو میانم به پاست

چرا تو روی تخت من نیستی؟

که مثل این پتو بگیرم بغل

دلم گرفته پس کجایی گلم؟

شبی به خواب من بیا لا اقل
دیدگاه ها (۷)

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!پدر دستشو میندازه دوره گردنه پس...

این پسرا خیلی تکنیه پسرایی هستن که . . .شلواراشون نه خیلی بر...

سلامتیه کسی که : وقتی توی آغوش می گیریمش همه ی وجودمون میلرز...

دیدی آخر من را لمس کردی ؟ ولی حیف که سنگ قبر من احساس ندارد ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط