{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می زده شب چو ز میکده باز آیم

می زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنه گرم
شبها سر کوی تو ، آشفته چو موی تو
می آیم تا جویم ، خانه به خانه ، مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه، پیمانه به پیمانه
راه تو می پویم ،این می و مستی ، بود بی تو بهانه
من بر تو عاشقم ، بر تو عاشقم
قلب من نشد، شاد از عشق تو ، داد از عشق تو
می سوزم، شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان می سازم، با این آتش دل خود با خواهش جان
دیدگاه ها (۱)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط