می زده شب چو ز میکده باز آیم
می زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنه گرم
شبها سر کوی تو ، آشفته چو موی تو
می آیم تا جویم ، خانه به خانه ، مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه، پیمانه به پیمانه
راه تو می پویم ،این می و مستی ، بود بی تو بهانه
من بر تو عاشقم ، بر تو عاشقم
قلب من نشد، شاد از عشق تو ، داد از عشق تو
می سوزم، شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان می سازم، با این آتش دل خود با خواهش جان
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده رهگذرم
از خود نبود خبرم
ای فتنه گرم
شبها سر کوی تو ، آشفته چو موی تو
می آیم تا جویم ، خانه به خانه ، مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه، پیمانه به پیمانه
راه تو می پویم ،این می و مستی ، بود بی تو بهانه
من بر تو عاشقم ، بر تو عاشقم
قلب من نشد، شاد از عشق تو ، داد از عشق تو
می سوزم، شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان می سازم، با این آتش دل خود با خواهش جان
- ۳.۷k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط