بارالها
بارالها
در جهانی که پر از رند و دغل باز و دد است
گر به فریاد دل ما نرسی
واویلاست
گرگ قصه به تنش کرده ردای چوپان
می زند نی به فریب
بره ای ساده دلم
به نوای خوش او پنجره ای باز نمود باور من
کور
چشمان من است
گرچه چنگال پلیدش به وضوح
بهر دریدن پیداست
بار الها
برهان ذهن من از خواب
که من
در پی روشنی نور توأم
گر چه در ظلمت اکنون جهان
به نظر می رسد این یک رویاست
گر به فریاد ما نرسی
واویلاست
در جهانی که پر از رند و دغل باز و دد است
گر به فریاد دل ما نرسی
واویلاست
گرگ قصه به تنش کرده ردای چوپان
می زند نی به فریب
بره ای ساده دلم
به نوای خوش او پنجره ای باز نمود باور من
کور
چشمان من است
گرچه چنگال پلیدش به وضوح
بهر دریدن پیداست
بار الها
برهان ذهن من از خواب
که من
در پی روشنی نور توأم
گر چه در ظلمت اکنون جهان
به نظر می رسد این یک رویاست
گر به فریاد ما نرسی
واویلاست
- ۸۶۹
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط