رهزنان آهنگ را دزدیده اند
رهزنان آهنگ را دزدیده اند
تارهای چنگ را دزدیده اند
بانگ ناقوسی نمی آید بگوش
از کلیسا زنگ را دزدیده اند
در بیابانی که نامش زندگی است
سگ رها و سنگ را دزدیده اند
قهر میکارند در دل های ما
مهر تنگاتنگ را دزدیده اند
بهر محو عشق از فرهنگ ها
عشق نه ، فرهنگ را دزدیده اند
دوری خود تا ز حق پنهان کنند
واژه ی فرسنگ را دزدیده اند
بهر کتمان شکاف خویش و خلق
دره ی سالنگ را دزدیده اند
زنده ها جای شهیدان وطن
افتخار جنگ را دزدیده اند
نقش مانی را به نام خود زدند
راهبان ارژنگ را دزدیده اند
ننگ روی ننگ مانده تا ابد
چون که سطل رنگ را دزدیده اند
آب در هاون چه می کوبی عزیز
دسته ی هاونگ را دزدیده اند
تارهای چنگ را دزدیده اند
بانگ ناقوسی نمی آید بگوش
از کلیسا زنگ را دزدیده اند
در بیابانی که نامش زندگی است
سگ رها و سنگ را دزدیده اند
قهر میکارند در دل های ما
مهر تنگاتنگ را دزدیده اند
بهر محو عشق از فرهنگ ها
عشق نه ، فرهنگ را دزدیده اند
دوری خود تا ز حق پنهان کنند
واژه ی فرسنگ را دزدیده اند
بهر کتمان شکاف خویش و خلق
دره ی سالنگ را دزدیده اند
زنده ها جای شهیدان وطن
افتخار جنگ را دزدیده اند
نقش مانی را به نام خود زدند
راهبان ارژنگ را دزدیده اند
ننگ روی ننگ مانده تا ابد
چون که سطل رنگ را دزدیده اند
آب در هاون چه می کوبی عزیز
دسته ی هاونگ را دزدیده اند
- ۵۷۱
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط