{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part1

Part1
من را ببخش

ویو ایلین
صبح بیدار شدم و کارامو کردم و از خونه زدم بیرون و وارد مغازه شدم(بچه ها داخل فیک گفتم ایلین داخل سوپرمارکت کار میکنه بعد دلیلشم میگم)(و اینکه ایلین اینه-)
-سلام رییس(رییس هم اینه×)
×سلام خانم ایلین سریع کاراتون رو شروع کنید
-چشم(رفت)
-رفتم و کارارو میکردم که هفتا پسر وارد مغازه شدن قیافه هاشون اشنا بود که اومدن سمتن
-سلام خوش اومدید (تهیونگ +و جونگ کوک÷و جیمین=و جیهوپ/و شوگا جین نامجون$)
+سلام
-الان فهمیدم اینا کین اینا همون مافیاهای معروف هستند وبی چیزی بهشون نگفتن
-خب چی میخواین(با لبخند)
+وقتی وارد مغازه شدیم یک دختر رو دیدم خیلی ناز بود رفتیم سمتش و گفت چی میخواین که گفتم
-اقا
اقااا
اقاااااا
+بله بله
-چند بار صداتون کردم چی میخواین
+اخ ببخشید
-ایرادی نداره
+بچه ها نودل اوکیه
×اره خوبه
=اره
/اوهوم
@اره
#اره
$خوبه
-پس نودل فقط
+با هفتا سوجو
-باشه الان میارم
+قشنگ متوجه شدم این نودلا اون بالا بود پس رفت از نردبون و متوجه شدم لقه که رفتم سمتش گفتم نردبون پیچش لقه
-اوه مرسی
+میخواین کمکت کنم
-نه نیاز نیست
+الان میوفتی دختر
-نه ممنون
+مطمعنی
-اره(بچه کونفو کاره چون داداشش بهش یاد داده
-وقتی میخواستم بیا پایین ندربون افتاد ولی حرکت داداش رو رفتم و نردبون رو گرفتم که رییس نفهمه پس نردبون رو درست کردم و نودل ها و سوجو ها رو براشون بردم
-بفرمایید
+ممنون
خب بفرمایید(کارت)
-ممنون و کشید و داد
#تهیونگ اولین بارشه که با یک دختر ایم جوری حرف میزنه
+دختر بامزه ای بود خوشم اومد بنظرم بگیرمش اوکیه.
-ساعت ۱۲ شب بود پس منم مغازه رو بستم و رفتم که احساس کردم یکی پشت سرمه که برگشتم دیدم همون پسره هست(منظورش تهیونگه) با بدن خونیش و با صدای ضعیف کمک میخواد
-وای اقا شما خوبین بلند شین بیاین همراهم و با هم میرن
+نقشه ی تهیونگ داره عملی میشه
-رسیدم خونه و نشوندمش رو مبل که بهم گفت
+اینجا زندگی میکنی
-وقتی از کسی که خیلی دوستش داشتی ضربه می خوری اره
+خب کی بود من میکشمش
-اون پدرم بود ولی الان مرده و تمام ارثش رسیده به من ولی مادر ناتنیم همشو گرفت و دیگه پیداش نشد
+اوه حتما بهت سخت گذشته
-اره ولی به این موضوع عادت کردم
+چرا پدرت اینکار رو کرد
-چون نامادریم گفت اگه همه ی زندگیم بد بشه یک دارو به بابام میده و نمیمیره ولی برعکس بود همه پولام رو بالا کشیدن و رفتن
+ایلین
-بله !
چی تو اسم من رو از کجا میدونی؟
+یک مافیا رو دست کم‌ نگیر
-باشه بیا این ضد اعفونی هست ولی شاید بسوزه
+باش ولی گفتم یک مافیا رو دست کم نگیر
-منم گفتم باشه
۵دقیقه بعد
+ای میسوزه بچه
-تموم شد
تازه تو گفتی مافیایییی
+خب
-نباید دست کمت بگیرم ولی باید بیشتر بگیرم
+خیلی خوب بچه تو بردی
-خوب
+خوب
-اسمت رو نگفتی
+تهیونگ
-اها
و رفتم تو اشپزخونه که متوجه نشدم بلند شود که اومد دستش رو دور کمرم گرفت و چونشو روی شونم گذاشت قشنگ متوجه نفسای داغش میشدم
-میشه دستتون رو بردارین
+نه
-چرا
+چون من بهت علاقه دارم
-یک جور چرخیدم که دشتس روی سینک ظرف شونی کنار کمرم گذاشت که نتونم رد شم
-چی
+بهت گفتم که علاقه دارم
-اومد سمتم نزدیک صورتم بود و چشماش رو لبام رفت و گفت
+با اجازه
-تا خواستم حرفی بزنم متوجه شدم لباش رو لبام گذاشت که جوری مک میزد که انگار تشنه ی لبامه که ازشون دل کند و گفت
+اگه همکاری نکنی خودت میفهمی چی میشه
-منم چون دختر لجبازی بودم اهمیت ندادم و لبدش رو گذاشت و دید اهمیت نمیدم پس براید استایلم کرد من تو بغلش بودم و هی میگفتم ولم کن ولی اون گوش نمیکرد
بقیه اش داخل کامنت
(بچه ها اسمات رو پارت اول گذاشتم و دومیش یک پارت دیگه انشالله تو صفل دوم بره اگه نگین تو فصل اول بزارمش ولی فرقی نداره پس بگین تو فصل اول یا دوم بزارمش اسمات دوم رو پس بگین و انیکه الان اسمات اول رو میذارم و اینکه من اول میخواستم کاری کنم که تهیونگ بیاد بدزدش که نوشتم ولی ویسگون در عرض یک ثانیه پاکش کرد پس این شکلی نوشتم)
دیدگاه ها (۲)

سلام به مامی هام 🍁امتحان امروز به شدت اسون(فقط دارم زر میزنم...

سلام به مامی هام این چند روز نیستم چون امتحان دارم و باید در...

پارت هشتم

#پارت۱۲رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥من عاشقت شدم ا/ت من خیلی وقت بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط