{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معجزه ها

معجزه ها
بر باد رفته اند
و چشمانی که چشم مرا گرفت ،
همیشه در حاشیه ی آینه جا ماند
وپشت پنجره چقدر نیامد
آنکه قرار بود ... !
دیدگاه ها (۵)

من نه آنه بودم که آسان رفتم اندر دام عشق آفرین بر فرط استادی...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

چقدر قافیه ها را به غم دچار کند منِ بدون تو با زندگی چکار کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط