از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا

از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا
همدم دائمی باد خزانم چه کنم؟

مانده ام باز در اندیشه که این گوشه ی شب
غم اگر می شکند صبر و امانم چه کنم؟

شعر می گویم و می خوانم ات ای عشق ولی
من در این راسته بی نام و نشانم چه کنم؟

با همین ذهن گرفتار و همین فرصت کم
گر رسد لحظه ی دیدار بر آنم چه کنم؟


** S **
دیدگاه ها (۱۲)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟ غزل از لحظه ی دیدار نخوانم چ...

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟ غزل از لحظه ی دیدار نخوانم ...

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟ غزل از لحظه ی دیدار نخوانم ...

عاشقانه

ا ی که مرا خـوانـده ای،راه  نـشـانـم بـدهدر شـب ظـلـمــانی ا...

ا ی که مرا خـوانـده ای،راه نـشـانـم بـدهدر شـب ظـلـمــانی ا...

ا ی که مرا خـوانـده ای    ،  راه  نـشـانـم بـدهدر شـب ظـلـمـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط