{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن.
گفتم : آره، این طرفا دریا سرِ سازگاری نداره با کسی.
گفت : دریا خیلیا رو کُشته
اما اونایی که من میگم
همشون از دلتنگی خفه شدن ..

#بابک_زمانی
دیدگاه ها (۳)

#شبانه_ها امشبنظر به روی تواز خوابخوشتر است...#سعدی_جان

خوشا آنان که محبوبند

...

ولی باور کنید مرگ ترس نداره،یک بار اتفاق می‌افته و بعدش تموم...

Part ¹⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط