کف دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه خانم مراقبه اومد ب

کف دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه خانم مراقبه اومد بالای سرم
گفت داری چیکار میکنی؟؟
منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
مراقب: پس اینا چیه رو دستت؟؟؟








منم یه نگا کردم گفتم:

وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!

یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهر گیرم بیاد
دیدگاه ها (۴)

پارت8امروز تو مدرسه اجرا داشتم.من هان و هیونجین گیتار میزنیم...

رمان عشق ممنوع

کوک : چه زری‌زدی کوک میخواست بره 🖕🏻 بگیره به فاک بده امه لیا...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

سرنوشت پارت(۱۳)

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

اجبار به بدبختی پارت۱۷

پارت ۱۸

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016"""""""""""""""""""""""""""""""...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۶و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط