{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من خسته شده، ناز کشیدن بلدی؟

دل من خسته شده، ناز کشیدن بلدی؟
روی لبخند غمش ساز کشیدن بلدی؟

مبری یاد مرا، خاطره ها را نکُشی
طرح  چشمان مرا باز کشیدن بلدی؟

غزلی باز بخوان، عاشقی از یادم رفت
از زبان  دل  من راز کشیدن بلدی؟

پَر و بالی دگرم نیست، قفس جایم بود
تو هنوز هم پَر پرواز کشیدن بلدی؟

دفتر عشق من آغشته شد از خاطره ها
چهره عاشق طناز کشیدن بلدی؟

دل من غرق تمنای وصال تو شده
نقش یک عاشق طناز کشیدن بلدی؟

غرق دریا شده ام، قایق تو جا دارد؟
لنگر عشق بگو باز کشیدن بلدی؟

ناز کن،  ناز که این کار تو است
ای خدا! راست بگو، ناز کشیدن بلدی؟


|| فهیمه زارعی ||


تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدم
ناز از چشم پر از عشوه خریدن بلدم

قفس خسته دلی های من عاشق را
باز کن تا که ببینی که پریدن بلدم

لب تو باغ انار است، به شوق آوردم
میوه ی عشق ز لبخند تو چیدن بلدم

خنده کن تا بشوی سوژه ی نقاشی من
من فقط شیوه ی لبخند کشیدن بلدم

بگذر از پیش من، ای یوسف زیبا و ببین
محو زیبایی تو، انگشت بریدن بلدم

بوسه پنهانی و جام و من و تو، هیج نترس
من شتر دیدن وگفتن که ندیدم بلدم
دیدگاه ها (۱)

↩⇜تنهایی را دوست دارم...عادت کرده ام که تنها با خودم باشم دو...

خسرو شکیبایی :زن ها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند ... آ...

آن روزها نام مرا حتی نمی دانستمن عاشقش بودم ولی گویا نمی دان...

توی یک جمع نشسته بودم بی حوصله بودم طبق عادت همیشگی مجله را ...

عاشقانه

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال توهوش و روان بی‌دلان سوختهٔ ج...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط