{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از گریه های دیده خونبار شد پدید

از گریه های دیده خونبار شد پدید
بر چهره‌ام ز عشق تو گلزار شد پدید
دیدگاه ها (۰)

تا کی ز درد عشق تو آه از نهادم می رودآخر ز سوز سینه ام کار ا...

مست شدم مست شدم با لب پر خنده شدم زنده به یک خنده شدم مرد...

کیست که در راه عشق پای نهاد از طلب کیست که باشد به خویش راهن...

چشمه سار بی زوال هنر از درون تو می تراود

شاعر میگه: قوری ز قلم قلم ز قوری ...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

نیست مرا ز جسم و جان، در ره عشق تو نشانزآنک نغول می‌روم، در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط