بهار من مرا بگذار و بگذر

بهار من مرا بگذار و بگذر
رهایم کن برو دلدار و بگذر
من عادت می کنم اینجا به غمها
مرا پر کن از این اجبار و بگذر…
دیدگاه ها (۱)

حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !

آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می ...

تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز … چون محال میشوی...

راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود ! تو … هیچ کجا نیست...

‌پدر!!سرت را روی پاهایم بگذار...در آسمان چشم هایت " ماه " می...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

ای دل غمگین به هجر یار عادت می کنیبیخود از غم دم مزن با هر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط