{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره.

دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره.
تا کی؟
باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم.
باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی
تمرینِ استعاره کنم.
همه برای رسیدن به همین دایره
از پیِ دایره می‌دوند.

هی نقطه‌ی مجهول!
مرارتِ مسخره!
مضمونِ بی‌دلیل!
تا کی؟

میز کارم غبار گرفته است
رَخت‌های روی هم ریخته را نَشُسته‌ام
رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند،
شب همان شب وُ
روز همان روز وُ
هنوز هم همان هنوز ...!

من بدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم،
آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟

سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

ﻫﻤﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﯾﻢﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪﻭ ﻣﺎ...

بیدار شو به دنیا سلام کننفسی عمیق بکش ...هوا مال ماستآرامش، ...

تحول چطور اتفاق می‌افتد؟.پس از نوشتن هشت کتاب و نظاره کردن ت...

بستن چشم هایت چیزی را تغییر نمی دهد. هیچ چیز فقط به خاطر این...

بعد پوشیدن کت و شلوارم به سمت شرکت حرکت کردم ...قرار بود کار...

The Beauty of blindness 🦯🕶️Part 1️⃣1️⃣ آدوینبعد از کشیدن نقش...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط