اسم رمان طلسم عشق
اسم رمان: طلسم عشق
رُزان: علامت+
دختری ۲۲ ساله
هم داداش (بنام پرهام ۳۰ ساله) و هم خواهر (بنام رزا ۲۵ساله) داره
اروم، زیبا
هرچقدر که دختر آرومی هست همونقدر هم میتونه کینه ای باشه
_________________
رزا : علامت ×
دختری بسیار درونگرا، حتی ارومتر از رزان و به هیچکس کاری نداره. آزارش به یه مورچه هم نمیرسه فقط با رزان احساس راحتی داره
_________________
پرهام:علامت =
پسری برونگرا که همش رومخ رزا میره
__________________
آرکا: علامت-
پسری ۳۰ ساله
یک داداش به نام آریا داره که ۲۵ سالشه
دقیق برعکس رزان
وحشی، بشدت کینه ای و نفرت انگیز، قد بلند و هیکلی
اما در عین حال، وقتی کنار رزان بود اصلا همچین اخلاقی نداشت و همیشه سعی میکرد مراقب رزان باشه
_______________
اریا:علامت÷
اصلا توی باغ نیست و حتی حوصله ی خودشم نداره:)
ژانر: عاشقانه، (ممکنه یکم غمگین و کمدی با اینکه باهم تضاد هستن ولی باز هم باشه)
پایانی خوب♡
خلاصه:
ارکا وقتی ۹ سالش بود رزان بدنیا اومد و از اونجایی که پدر مادر رزان با پدر مادر ارکا دوستای خیلی خیلی نزدیک هم بودن، دوستای خوبی برای هم میشن(با بقیه ی داداش و خواهرا هم رابطه خوبی دارن ولی ارکا و رزان خیلی بیشتر به هم نزدیکن). همدیگه رو داداشو خواهر هم میدونن و هیچی تو زندگیشون نیست که به هم نگن. اما داستان تازه از اون شبی که مامان باباهاشون کنار هم میشینن و یک تصمیمی میگیرن شروع میشه. (یه سری اتفاقات هم این وسطا میوفته که الان نمیخوام لو بدم🌝)
________
توضیحات رمان🌟
من دوتا پارتشو نوشتم به زودی براتون میزارمش🎀🩷
رُزان: علامت+
دختری ۲۲ ساله
هم داداش (بنام پرهام ۳۰ ساله) و هم خواهر (بنام رزا ۲۵ساله) داره
اروم، زیبا
هرچقدر که دختر آرومی هست همونقدر هم میتونه کینه ای باشه
_________________
رزا : علامت ×
دختری بسیار درونگرا، حتی ارومتر از رزان و به هیچکس کاری نداره. آزارش به یه مورچه هم نمیرسه فقط با رزان احساس راحتی داره
_________________
پرهام:علامت =
پسری برونگرا که همش رومخ رزا میره
__________________
آرکا: علامت-
پسری ۳۰ ساله
یک داداش به نام آریا داره که ۲۵ سالشه
دقیق برعکس رزان
وحشی، بشدت کینه ای و نفرت انگیز، قد بلند و هیکلی
اما در عین حال، وقتی کنار رزان بود اصلا همچین اخلاقی نداشت و همیشه سعی میکرد مراقب رزان باشه
_______________
اریا:علامت÷
اصلا توی باغ نیست و حتی حوصله ی خودشم نداره:)
ژانر: عاشقانه، (ممکنه یکم غمگین و کمدی با اینکه باهم تضاد هستن ولی باز هم باشه)
پایانی خوب♡
خلاصه:
ارکا وقتی ۹ سالش بود رزان بدنیا اومد و از اونجایی که پدر مادر رزان با پدر مادر ارکا دوستای خیلی خیلی نزدیک هم بودن، دوستای خوبی برای هم میشن(با بقیه ی داداش و خواهرا هم رابطه خوبی دارن ولی ارکا و رزان خیلی بیشتر به هم نزدیکن). همدیگه رو داداشو خواهر هم میدونن و هیچی تو زندگیشون نیست که به هم نگن. اما داستان تازه از اون شبی که مامان باباهاشون کنار هم میشینن و یک تصمیمی میگیرن شروع میشه. (یه سری اتفاقات هم این وسطا میوفته که الان نمیخوام لو بدم🌝)
________
توضیحات رمان🌟
من دوتا پارتشو نوشتم به زودی براتون میزارمش🎀🩷
- ۱.۹k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط