پاسداری از سپاه در برابر جنگ روایتها
پاسداری از سپاه در برابر جنگ روایتها
✍ سید علیرضا آلداود
▪️ رصد «در روزهای اخیر، ویدئویی از یک فرد با لباس نظامی آمریکایی در فضای مجازی منتشر شده که در آن ادعا میکند در صورت حمله زمینی، سپاه پاسداران قرار است، با لباس مبدل به مردم حمله کند و کشتار مردم عادی را تقصیر ارتش آمریکا بیندازد»
در روزهای اخیر رسانههای جریان معاند با بهرهگیری از تکنیک تعویض جای جلاد و شهید، یکی از پیشرفتهترین ابزارهای جنگ شناختی را علیه افکار عمومی ایران و جهان به کار گرفتهاند. در این الگو، حافظۀ تاریخی مخاطب هدف قرار میگیرد تا جنایتهای ثبتشدۀ رژیمهای تروریست آمریکا و اسراییل، از جمله دو جنگ تحمیلی اخیر، کودتای دیماه ۴۰۴ و فشار حداکثری اقتصادی که ماهیت نظامی و تحمیلی دارند، در پسزمینۀ ذهن محو شود. این رسانهها با تزریق مداوم روایتهای تحریفشده، بهتدریج نقش دشمن مهاجم و قربانی بیدفاع را در ادراک جمعی جابهجا میکنند تا سپاه پاسداران بهعنوان «تهدیدکنندۀ صلح» و آمریکا بهعنوان «واکنشدهندۀ مشروع» بازنمایی شود.
محور اصلی این عملیات شناختی، پوششدادن جنایتهای مستند آمریکا علیه ملت ایران است؛ جنایتهایی که خون هزاران بیگناه، از دانشآموزان میناب تا سرنشینان هواپیمای مسافربری ایرباس، بر دستان آمریکا نشسته است. با بزرگنمایی تحرکات دفاعی ایران و کوچکنمایی ترور امام شهید، هزاران نفر از مردم ایران، فرماندهان سپاه، ستاد کل نیروهای مسلح و پیشتر سردار سلیمانی و دانشمندان هستهای و موشکی ـ شبکۀ رسانهای سایبری معاند تلاش میکند افکار عمومی را نسبت به رنج واقعی ایرانیان بیحس کند. در این روایتسازی، کشتار کودکان میناب نه یک تراژدی انسانی، که حادثهای حاشیهای و فاقد عامل خارجی جلوه داده میشود تا رد پای مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا در ناامنیهای نیابتی گم شود.
فن شناختی بعدی، روایتسازی برای آینده برای حملات احتمالی بعدی است. رسانههای وابسته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازیگری ماجراجو و غیرقابل کنترل ترسیم میکنند تا چنانچه تأسیسات هستهای یا زیرساختهای ایران هدف حمله قرار بگیرد، پیشاپیش مسئولیت آن متوجه سپاه و اقدامات تحریک کننده آن جلوه کند، همانطور که در حملان اخیر ارتش تروریست آمریکا به جنوب کشور، این حملات را با دروغ به تحرکات سپاه نسبت دادند. این چرخش ۱۸۰ درجهای در انتساب گناه، مخاطب جهانی را شرطی میکند که هر اقدام نظامی علیه ایران را دفاعی و هر واکنش ایران را تهاجمی ببیند؛ یعنی وارونگی کامل جایگاه جلاد و شهید در ذهن جمعی.
از منظر روانشناختی نیز، چنین عملیاتی همزمان دو هدف را دنبال میکند:
۱.فروپاشی انسجام درونی جامعۀ ایران با ایجاد تردید نسبت به مشروعیت عملکرد سپاه
۲.همراهسازی افکار عمومی بینالمللی برای همراهی خاموش با ماجراجوییهای آیندۀ غرب.
در چنین شرایطی وقتی مردم خود را در معرض حملات خودخواسته از سوی نیروهای مسلح کشورشان ببینند، مقاومت اجتماعی در برابر تجاوز خارجی تضعیف میشود. این همان مهندسی ادراکی است که در آن، جنگ پیش از آغاز، در ذهنهای مردم ( تمام شده با شکست ایران تداعی) میشود.
در آخر باید گفت، راه خنثیسازی این جنگ روایتها در گرو واکسیناسیون شناختی جامعه است؛ به این معنا که شهروندان بهجای مصرف منفعلانۀ خوراک رسانهای دشمن، با واقعیتهای تاریخی مانند چگونگی و چرایی ترور امام شهید، جنایات آمریکا در به شهادت رساندن هزاران نفر از مردم بیگناه در ۲ جنگ تحمیلی اخیر، ترور دانشمندان هستهای، پروندۀ هواپیمای ایرباس، اسناد حمایت آمریکا از صدام و مظلومیت دانش آموزان شهید ترور در میناب و دیگر نقاط کشور، با صورت شفاف آشنا شوند.
هر اندازه که مردم بهطور ملموس زخمهای تاریخی را بشناسند و تکنیکهای وارونه نمایی حقیقت و قربانی را فرا بگیرند، به همان نسبت سد محکمی در برابر استحالۀ ادراکی و قبول روایت دروغین متجاوزِ قربانینما ایجاد میشود.
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
▪️ رصد «در روزهای اخیر، ویدئویی از یک فرد با لباس نظامی آمریکایی در فضای مجازی منتشر شده که در آن ادعا میکند در صورت حمله زمینی، سپاه پاسداران قرار است، با لباس مبدل به مردم حمله کند و کشتار مردم عادی را تقصیر ارتش آمریکا بیندازد»
در روزهای اخیر رسانههای جریان معاند با بهرهگیری از تکنیک تعویض جای جلاد و شهید، یکی از پیشرفتهترین ابزارهای جنگ شناختی را علیه افکار عمومی ایران و جهان به کار گرفتهاند. در این الگو، حافظۀ تاریخی مخاطب هدف قرار میگیرد تا جنایتهای ثبتشدۀ رژیمهای تروریست آمریکا و اسراییل، از جمله دو جنگ تحمیلی اخیر، کودتای دیماه ۴۰۴ و فشار حداکثری اقتصادی که ماهیت نظامی و تحمیلی دارند، در پسزمینۀ ذهن محو شود. این رسانهها با تزریق مداوم روایتهای تحریفشده، بهتدریج نقش دشمن مهاجم و قربانی بیدفاع را در ادراک جمعی جابهجا میکنند تا سپاه پاسداران بهعنوان «تهدیدکنندۀ صلح» و آمریکا بهعنوان «واکنشدهندۀ مشروع» بازنمایی شود.
محور اصلی این عملیات شناختی، پوششدادن جنایتهای مستند آمریکا علیه ملت ایران است؛ جنایتهایی که خون هزاران بیگناه، از دانشآموزان میناب تا سرنشینان هواپیمای مسافربری ایرباس، بر دستان آمریکا نشسته است. با بزرگنمایی تحرکات دفاعی ایران و کوچکنمایی ترور امام شهید، هزاران نفر از مردم ایران، فرماندهان سپاه، ستاد کل نیروهای مسلح و پیشتر سردار سلیمانی و دانشمندان هستهای و موشکی ـ شبکۀ رسانهای سایبری معاند تلاش میکند افکار عمومی را نسبت به رنج واقعی ایرانیان بیحس کند. در این روایتسازی، کشتار کودکان میناب نه یک تراژدی انسانی، که حادثهای حاشیهای و فاقد عامل خارجی جلوه داده میشود تا رد پای مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا در ناامنیهای نیابتی گم شود.
فن شناختی بعدی، روایتسازی برای آینده برای حملات احتمالی بعدی است. رسانههای وابسته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازیگری ماجراجو و غیرقابل کنترل ترسیم میکنند تا چنانچه تأسیسات هستهای یا زیرساختهای ایران هدف حمله قرار بگیرد، پیشاپیش مسئولیت آن متوجه سپاه و اقدامات تحریک کننده آن جلوه کند، همانطور که در حملان اخیر ارتش تروریست آمریکا به جنوب کشور، این حملات را با دروغ به تحرکات سپاه نسبت دادند. این چرخش ۱۸۰ درجهای در انتساب گناه، مخاطب جهانی را شرطی میکند که هر اقدام نظامی علیه ایران را دفاعی و هر واکنش ایران را تهاجمی ببیند؛ یعنی وارونگی کامل جایگاه جلاد و شهید در ذهن جمعی.
از منظر روانشناختی نیز، چنین عملیاتی همزمان دو هدف را دنبال میکند:
۱.فروپاشی انسجام درونی جامعۀ ایران با ایجاد تردید نسبت به مشروعیت عملکرد سپاه
۲.همراهسازی افکار عمومی بینالمللی برای همراهی خاموش با ماجراجوییهای آیندۀ غرب.
در چنین شرایطی وقتی مردم خود را در معرض حملات خودخواسته از سوی نیروهای مسلح کشورشان ببینند، مقاومت اجتماعی در برابر تجاوز خارجی تضعیف میشود. این همان مهندسی ادراکی است که در آن، جنگ پیش از آغاز، در ذهنهای مردم ( تمام شده با شکست ایران تداعی) میشود.
در آخر باید گفت، راه خنثیسازی این جنگ روایتها در گرو واکسیناسیون شناختی جامعه است؛ به این معنا که شهروندان بهجای مصرف منفعلانۀ خوراک رسانهای دشمن، با واقعیتهای تاریخی مانند چگونگی و چرایی ترور امام شهید، جنایات آمریکا در به شهادت رساندن هزاران نفر از مردم بیگناه در ۲ جنگ تحمیلی اخیر، ترور دانشمندان هستهای، پروندۀ هواپیمای ایرباس، اسناد حمایت آمریکا از صدام و مظلومیت دانش آموزان شهید ترور در میناب و دیگر نقاط کشور، با صورت شفاف آشنا شوند.
هر اندازه که مردم بهطور ملموس زخمهای تاریخی را بشناسند و تکنیکهای وارونه نمایی حقیقت و قربانی را فرا بگیرند، به همان نسبت سد محکمی در برابر استحالۀ ادراکی و قبول روایت دروغین متجاوزِ قربانینما ایجاد میشود.
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
- ۱۷۰
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط