{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁶⁰

جیمین : الان کارم به جایی رسیده که گوه کاریای ماموراتونم من باید جمع کنم؟ پس فردام لابد من باید پوشکشو کنم
فاکس : اروم بگیر ادلر اگه بحث اون نبود حتی سمتشم نمیومدم اما اگه اینو بت نمیگفتم خودت ازم شاکی میشدی
جیمین : چی؟ صبرکن ببینم...
فاکس : خودشه.. فریمن توی دردسر افتاده و من ازشون خواستم تورو برای نیروی پشتیبان بفرستن
جیمین ؛ چقد وخیمه
فاکس : فرصت شو داری تا خودتو بهش برسونی
جیمین : شرح ماموریت
فاکس : عام خب اون الاندم درخونته
جیمین :این مرتبکه کلا درخونه ی من زندگی میکنه  مگه نه ؟
فاکس  : بیخیال میدونستم نه نمیگی خودم فرستادمش
بعد قطع کردن تلفن بوسه ای روی پیشونی امیلی که هنوز بین خوابو بیداری به سر میبرد نشوند و سرشو از روی سینش روی بالشت گذاشت و بلند شد
ماسکشو روی صورتش گذاشت و به سمت در رفت و تا بازش کرد پاکتی جلوی صورتش قرار گرفت نگاهی به پیک همیشه حاضر فاکس کسی که امیلی اسمشو مرد کلاه کاسکتی گذاشته بود انداخت : ممنون
مرد دستشو برای ادلر تکون داد و به سمت خروجی رفت : الان واسم بای کرد؟ این دیگه چی بود
با قیافه ی پوکر شده ای داخل خونه اومد و سریعا شروع به خودن شرح ماموریت کرد : ماموریت فریمن(free man) مرد آزاد) اصلا تو حوزه
تخصصی فریمن نبود !! درگیری مستقیم و قتل ؟؟؟ این
حوزه تخصصی اون بود احتمالا بابت این بوده که اون تو این ماموریت لعنت شده بوده تروریستا دانشمندی رو گروگان گرفته بودن که اگه
شکنجش میکردن و ازش اطلاعات میگرفتن میتونستن تموم ماهواره های خارج از اتمسفر رو تحت کنترل بگیرن و یا حتی باعث فعال سازی بمب های نیتروژنی و هسته ای بشن
این یه فاجعه ی تمام عیار بود و حالا فریم توی دردسری بود که نمیتونست ازش خارج بشه ؟؟ اونم فریمن؟
دومين نفر و دوستش که از اون کمپ نفرین شده باهاش بیرون اومده بود و اون محال بود وقتی توی دردسرسریه پیخیالیش بشه
بعد گذاشتن نوت کوتاهی کلی از مرلین بابت اتفاق پیش اومده عذرخواهی کرد و بهش گفت که دوست داشته بعد
شبی که گذروندن کنارش باشه اما شرایط بدی براش پیش اومده اون واقعا امیدوار بود که دل امگاشو نشکسته باشه
****
از سه طرف محاصره شده بود و هر دوماشین کنارش پرس کرده بودنش و رسما داشت توی دره سقوط میکرد گیر افتاده بود و اگه تا چند دقیقه دیگه نیروی کمکی
نمیرسید نمیتونست میتونه دووم بیاره یانه نمیتونست از ماشین بیرون بپره چون به رگبار میبستنش چطوری کارش به اینجا رسیده بود؟
خب شرایط کمی پیچیده بود؛ این اصن حرفه ی اون نبود و الان به شکل فاکد اپی گیر افتاده بود کمتر از ده متر تا دره فاصله داشت متوجه شد از پشت
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁵⁹پارت در کامنت ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁵⁸پارت در کامنت ...

ادامه پارت 18روز آخری بود که توی ژاپن بودم و درگیر کاغذبازیا...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴²با حرف مایکل ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط