{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
گفته بودی چقَدَر مانده به شیدا شدنت
صبر کن، صبر! به اندازه ی تنها شدنت

راه گم کرده ام ای کاش بیفتند شبی
همه ی قطب نماها پیِ پیدا شدنت

پشت این پنجره ها منتظرت می مانم
می تراود به دلم عطرِ مهیّا شدنت

صخره ای! منتظری موج به دادت برسد
رودی و ملتهبِ لحظه ی دریا شدنت

عهد بستیم من و ماه که عاشق نشویم
توبه کن ای دلِ دیوانه ز رسوا شدنت

امشب از عقربه ها اسم تو را می شنوم
و چه صبحی بشود ساعتِ فردا شدنت!
دیدگاه ها (۳)

ا:#قصه شب ﺷﺒﻲ "ﺳﻠﻄﺎﻥ محمود" ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑ...

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینیغنیمتست چنین شب که دوستان ب...

گدا اومده در خونه میگه یکم برنج بهم بدین!!رفتم ۱کیلو ریختم ت...

:گلدان های خالی و استراتژی های آینده و توکل!چند روزیست که ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط