{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی

ﺣﺴــــــــــﻮﺩﻡ ...

ﺣﺘـــــــﯽ ...

ﺁﺭﺯﻭﯼِ ﺩﺍﺷﺘـﻨــــــﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ...

ﺑــــﻪ ﮐﺴــــﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻫــــــــــــﻢ!!!
دیدگاه ها (۵)

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

من تو را دوستت دارم بفهم پس مشو ارباب آزارم بفهم من تو ‌را ...

سردم شده بدجور عزیزم بغلم کنیخ کردم از این سوز دمادم بغلم کن...

‌ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ" ﯾﺎﺩﺕ "ﺭﺳﻮﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻡ .." ﻗﻠﺒﻢ"ﺑﻬﺎﻧﻪ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط