{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my monthپارت

³my month¹پارت
سیگارشو روشن کرد و پک عمیقی ازش کشید
همونطور که تو بالکن وایستاده بود و به ماه نگاه میکرد
حس کرد دستای یکی پشت سرش حلقه شدن

جیمین: چرا سیگار میکشی؟(سیگارشو خاموش کرد)
یونگی: برو داخل
جیمین: تا تو نیای نمیرم 

«ویو یونگی»
برآید بقلش کردم و گذاشتمش رو تخت و پتو رو روش کشیدم
و خودمم کنارش دراز کشیدم و بقلش کردم 

جیمین: منو چقدر دوست داری؟
یونگی: اندازه کل دنیا
جیمین: خجالت کشیدم
یونگی: خجالت نکش جوجه
جیمین: بابات همش بهم میگه باید طلاق بگیریم، راستم میگه...
باید براش نوه بیاری
یونگی: میدونی که من از بچه ها خوشم نمیاد، بعدشم خودش زنشو حامله کرده، بچه جدیدش بزرگ میشه ازدواج میکنه براش نوه میاره
جیمین: خب این موضوع باعث نمیشه از من بدت بیاد؟
یونگی: تو خودت بچه ای

و یونگی لب*اشو روی لب*ای جیمین گذاشت و محکم مک میزد
کل اتاق با صدای مکیدن لب*ای جیمین توسط یونگی پر شده بود
دیدگاه ها (۳۱)

سلام قشنگامم قبلا یبار آشنا شدین پیجش برای بار سوم مسدود شد...

سلامم، تمام ما سختی های زیادی رو پشت سر گذاشتیم ولی همچنان ق...

پارت ۱۳۳

ماه خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط