دلش که تنگ میشود بهانه میگیرد
دلش که تنگ میشود بهانه میگیرد
بهانه دلتنگی اش را لای خستگی هایش پنهان میکند..
پایش را مدام زمین میکوبد. نه در میشناسد نه دیوار..نه اسمان نه زمین..دوست دارد دنیا را مثل یک صفحه نقشه تا کند.مشرق را به مغرب بچسباند تا فاصله ها را له کند..و زیر لب به تمام فاصله ها لعنت میفرستد.و از دل تنگ اش برایم نمیگوید مبادا تا دلم بگیرد..خوب میدانم که دوست دارد فریاد بزند کجایی بیا..بیا..بیا به هر طریقی که شده..بیا که دلم پوسید....دوست دارد جیغ بکشد.....درست مثل مــــن..
بهانه دلتنگی اش را لای خستگی هایش پنهان میکند..
پایش را مدام زمین میکوبد. نه در میشناسد نه دیوار..نه اسمان نه زمین..دوست دارد دنیا را مثل یک صفحه نقشه تا کند.مشرق را به مغرب بچسباند تا فاصله ها را له کند..و زیر لب به تمام فاصله ها لعنت میفرستد.و از دل تنگ اش برایم نمیگوید مبادا تا دلم بگیرد..خوب میدانم که دوست دارد فریاد بزند کجایی بیا..بیا..بیا به هر طریقی که شده..بیا که دلم پوسید....دوست دارد جیغ بکشد.....درست مثل مــــن..
- ۸۵۱
- ۲۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط