مشکلات خانواده بی تی اس
مشکلات خانواده بی تی اس
پ: ۲
جیمین : بیاین بهشون زنگ بزنیم
تهیونگ : من زنگ می زنم
تهیونگ زنگ زد به جیهوپ
جیهوپ : الو بله ( خنده کنان )
تهیونگ: شما دوتا کجا رفتین ؟؟؟
جیهوپ : ما دوتا ؟ من تکم رفتم خرید یکم طول کشید ...
تهیونگ : یکم؟!! ( داد) الان دوساعته
هممم باشه نامجون کجاست ؟؟!!
جیهوپ: بهتره به خودش زنگ بزنی
تهیونگ : چرا ؟؟!
جیهوپ قطع کرد
جونگ کوک : چی شد ؟
تهیونگ: نمیدونم چرا جیهوپ تنهایی ساعت ۵ صبح رفته خرید
جین : پس نامجون کجاست ؟
تهیونگ : جیهوپ گفت به خودش زنگ بزنم
شوگا : بزار این سری من به نامجون زنگ بزنم
شوگا به نامجون زنگ زد
نامجون : الو سلام
شوگا : نامجون ساعت پنج صبح کجا رفتی ؟؟(یکمی عصبانی )
نامجون : وقتی فهمیدم مامان و بابا می خوان برن مسافرت منم بلیت گرفتم رفتم آمریکا
شوگا : چییی آمریکاااااا
دختر آمریکائی تو تلفن نامی : آقا گفتید چند کیلو می خواستید
نامجون : ۷۸ کیلو ( مگه می خوای نذری بدی🤣🤣)
شوگا :چی چیو ۷۸ کیلو؟؟!!
نامجون : هیچی ، میوه خریدم
شوگا : ۷۸ کیلو میوه!! ( تعجب)اصلا
میتونی بلند کنی ؟؟( تعجب )
نامجون : نه کامیون گرفتم
شوگا : هاا ( تعجب )
جونگ کوک :معلومه که نامجون خواسته یه نفسی بکشه
جین : نفس!؟ اونی که باید نفس بکشه منم ( عصبانیی)
نامجون: خب دیگه بای
نامی قطع کرد
تهیونگ: تو!؟( عصبانی ) تو از صبح تا شب فقط درحال آهنگ خوندنی( عصبانی )
جین : خب چه ربطی داره ؟!من هر روز درحال زجر کشیدن از دست شماهام ( عصبانی )
جونگ کوک : تهیونگ راست میگه تو اصلا به ما اهمیت هم نمیدی( عصبانی )
شوگا : می دونین الان کسی که باید نفس راحت بکشه منم. من می خوام بخوابم ، پس برید گم..ش...ی..د بیرون که می خوام بخوابم
جیمین : از دست تو شوگا
تهیونگ: شوگا تو که همیشه ی خدا خوابی تو دیگه نیازی به نفس راحت نداری
جین: حالا بس کنین بیاین بریم صبحونه بخوریم
زنگ خونه خورد
جین : تهیونگ برو ببین کیه ( رئیس طور)
تهیونگ: خودت برو
جین : گفتم برو درو باز کن ( داد)
جونگ کوک: بی خیال شین من میرم
جین : آفرین پسر خوب تو جایزه داری
کوک: دیگه بزرگ شدم شکلات نمی خوام
جین : چه بهتر
.....
خب بچه ها حوصله ی صبر کردن نداشتم به خاطر همین گذاشتم پارت بعدی رو
حمایت یادت نره عشقی😍🥰😘
پ: ۲
جیمین : بیاین بهشون زنگ بزنیم
تهیونگ : من زنگ می زنم
تهیونگ زنگ زد به جیهوپ
جیهوپ : الو بله ( خنده کنان )
تهیونگ: شما دوتا کجا رفتین ؟؟؟
جیهوپ : ما دوتا ؟ من تکم رفتم خرید یکم طول کشید ...
تهیونگ : یکم؟!! ( داد) الان دوساعته
هممم باشه نامجون کجاست ؟؟!!
جیهوپ: بهتره به خودش زنگ بزنی
تهیونگ : چرا ؟؟!
جیهوپ قطع کرد
جونگ کوک : چی شد ؟
تهیونگ: نمیدونم چرا جیهوپ تنهایی ساعت ۵ صبح رفته خرید
جین : پس نامجون کجاست ؟
تهیونگ : جیهوپ گفت به خودش زنگ بزنم
شوگا : بزار این سری من به نامجون زنگ بزنم
شوگا به نامجون زنگ زد
نامجون : الو سلام
شوگا : نامجون ساعت پنج صبح کجا رفتی ؟؟(یکمی عصبانی )
نامجون : وقتی فهمیدم مامان و بابا می خوان برن مسافرت منم بلیت گرفتم رفتم آمریکا
شوگا : چییی آمریکاااااا
دختر آمریکائی تو تلفن نامی : آقا گفتید چند کیلو می خواستید
نامجون : ۷۸ کیلو ( مگه می خوای نذری بدی🤣🤣)
شوگا :چی چیو ۷۸ کیلو؟؟!!
نامجون : هیچی ، میوه خریدم
شوگا : ۷۸ کیلو میوه!! ( تعجب)اصلا
میتونی بلند کنی ؟؟( تعجب )
نامجون : نه کامیون گرفتم
شوگا : هاا ( تعجب )
جونگ کوک :معلومه که نامجون خواسته یه نفسی بکشه
جین : نفس!؟ اونی که باید نفس بکشه منم ( عصبانیی)
نامجون: خب دیگه بای
نامی قطع کرد
تهیونگ: تو!؟( عصبانی ) تو از صبح تا شب فقط درحال آهنگ خوندنی( عصبانی )
جین : خب چه ربطی داره ؟!من هر روز درحال زجر کشیدن از دست شماهام ( عصبانی )
جونگ کوک : تهیونگ راست میگه تو اصلا به ما اهمیت هم نمیدی( عصبانی )
شوگا : می دونین الان کسی که باید نفس راحت بکشه منم. من می خوام بخوابم ، پس برید گم..ش...ی..د بیرون که می خوام بخوابم
جیمین : از دست تو شوگا
تهیونگ: شوگا تو که همیشه ی خدا خوابی تو دیگه نیازی به نفس راحت نداری
جین: حالا بس کنین بیاین بریم صبحونه بخوریم
زنگ خونه خورد
جین : تهیونگ برو ببین کیه ( رئیس طور)
تهیونگ: خودت برو
جین : گفتم برو درو باز کن ( داد)
جونگ کوک: بی خیال شین من میرم
جین : آفرین پسر خوب تو جایزه داری
کوک: دیگه بزرگ شدم شکلات نمی خوام
جین : چه بهتر
.....
خب بچه ها حوصله ی صبر کردن نداشتم به خاطر همین گذاشتم پارت بعدی رو
حمایت یادت نره عشقی😍🥰😘
- ۲.۴k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط