☘️احساسم را به دستهاي نانجيب قفسي تنگ دادند،
☘️احساسم را به دستهاي نانجيب قفسي تنگ دادند،
هيچ دستي براي گشودن درهاي نا لطيف و سنگي قفس تنهايي هايم نبود،
هيچ كس نيامد كه جواني بالهايم را ببيند و بگويد: تو هم حق پرواز داري.
احساسم را گم ميکنم تا نيازارم قلبي را
عشقم را ذره ذره به دست شب مي سپارم
تا در تاريکي خود او و اشکهايم را پنهان کند،
ميداني؛
هميشه وقتي چيزي را بينهايت دوست ميدارم
مي فهمم که داشتنش آرزويي بيش نيست،
آن وقت است که قانع ميشوم ديگر هيچ نخواهم!☘️
❤️پ.ن:مثلا خود تو، بی نهایت دوستت دارم ولی تبدیل شدی به آرزو....❤️
📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
هيچ دستي براي گشودن درهاي نا لطيف و سنگي قفس تنهايي هايم نبود،
هيچ كس نيامد كه جواني بالهايم را ببيند و بگويد: تو هم حق پرواز داري.
احساسم را گم ميکنم تا نيازارم قلبي را
عشقم را ذره ذره به دست شب مي سپارم
تا در تاريکي خود او و اشکهايم را پنهان کند،
ميداني؛
هميشه وقتي چيزي را بينهايت دوست ميدارم
مي فهمم که داشتنش آرزويي بيش نيست،
آن وقت است که قانع ميشوم ديگر هيچ نخواهم!☘️
❤️پ.ن:مثلا خود تو، بی نهایت دوستت دارم ولی تبدیل شدی به آرزو....❤️
📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
- ۸.۵k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط