{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هر چی ذلتهِ دیگهِ

به هر چی ذلتهِ دیگهِ
خود آگاهانه تن دادیم
چه بد می سوزنهِ آتیش
به این خواری که افتادیم

فشار از هر طرف اومد
و ما ها باز لب بستیم
سپیدی های صُب پیداس
چرا ما دل به شب بستیم

سکوتی روی لب هامون
کشیدن مثل نقاشی
به روی زردیِ لباهات
چرا هی رنگ می پاشی

مثِ هفتادی و شصتی
چنان می سوزه هشتادی
چنان کهِ تا ابد دیگه
نبینن رنگ آزادی

کسی اینجا دلش هرگز
به حالِ ما نمی سوزه
لباسِش رو فقر این جا
فقط با وصله می دوزه

سپیدی های صُب پیداس
چرا ما دل به شب بستیم
سرگشته #سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.23

مرد بی رحم

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط