{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستی در شب Pآخر

🍷مستی در شب🍷 🪐P33(آخر)🪐

چند سال بعد
سارا ۳ سالشه. موهای فرفری داره. چشمای بادومی. عاشق بابابزرگش. هر روز میاد خونه‌شون.
یه روز نشستن توی حیاط. جونگ‌کوک داره براش قصه می‌گه.
· سارا: «بابابزرگ، تو مامان بزرگ رو چطور دیدی؟»
· جونگ‌کوک: (می‌خنده) «چه سوالی!»
· سارا: «بگو! بگو!»
· جونگ‌کوک: «خب... یه شب، خیلی سال پیش، من مست بودم. اومدم خونه مامان بزرگ.»
· سارا: «مست یعنی چی؟»
· جونگ‌کوک: «یعنی... یه کم گیج بودم.»
· سارا: «بعد چی شد؟»
· جونگ‌کوک: «بعد مامان بزرگ در رو باز کرد. منو دید. باهات حرف زد. و من عاشقش شدم.»
· سارا: «و بعد؟»
· جونگ‌کوک: «بعد جینا به دنیا اومد. مامان تو. بعد تو اومدی.»
· سارا: «پس منم به خاطر اون شب به دنیا اومدم؟»
· جونگ‌کوک: (بغض می‌کنه) «آره عزیزم. تو به خاطر اون شب به دنیا اومدی.»
· سارا: «پس اون شب خوب بود.»
· جونگ‌کوک: «آره. بهترین شب زندگیم بود.»
تو از خونه میای بیرون. چای میاری. می‌بینی جونگ‌کوک چشماش خیسه.
· تو: «بازم گریه؟»
· جونگ‌کوک: «نه. یه چیزی رفته تو چشمم.»
· سارا: «بابابزرگ داره گریه می‌کنه مامان بزرگ!»
· تو: (می‌خنده) «می‌دونم عزیزم. همیشه این کارو می‌کنه.»
· جونگ‌کوک: «چون خوشحالم.»
· سارا: «منم خوشحالم.»
· جونگ‌کوک: «بیا بغلم.»
سارا می‌پره تو بغلش. بغلش می‌کنه. تو میای کنارشون می‌شینی.
· تو: «خانواده مون کامل شد.»
· جونگ‌کوک: «آره. کامل شد.»
· سارا: «بابابزرگ، فردا دوباره میام پیشت.»
· جونگ‌کوک: «منتظرتم عزیزم. هر روز منتظرتم.»
آفتاب غروب می‌کنه. سه نسل کنار هم. دست تو دست هم. عشق جاریه توی هوا.
و جونگ‌کوک به آسمون نگاه می‌کنه. به ستاره‌ها. به یاد اون شب دور. اون شبی که مست اومد خونه. اون شبی که همه چی شروع شد.
· جونگ‌کوک: (آروم) «ممنونم.»
· تو: «از کی؟»
· جونگ‌کوک: «از خدا. از تو. از زندگی.»
· تو: «ما هم از تو ممنونیم.»
· سارا: «منم ممنونم!»
· جونگ‌کوک: (می‌خنده) «تو از چی ممنونی؟»
· سارا: «از اینکه بابابزرگ دارم!»
· جونگ‌کوک: (باز هم اشک) «دخترم...»
و زندگی ادامه داره. با همه خوبی‌هاش. با همه سختی‌هاش. با همه عشقش.
چون عشق تمومی نداره. همیشه ادامه داره. توی قلب‌ها. توی خاطرات. توی نسل بعد. توی ستاره‌ها.

💜پایان💜
دیدگاه ها (۰)

تهیونگگگگ

🍷مستی در شب🍷خانه ا،ت و کوکیلباس کوکیلباسای سارالباس پارکسارا...

نام رمان: من میخوامت دختر عموژانر: ازدواج اجباری،دخترعمو و پ...

کوک: من میدونم تو توی موقعیت خوبی نبودی که بتونی بهترین تصمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط