{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق رادرچشم شهلاے تۅ دیدن محشر است

عشق رادرچشم شهلاے تۅ دیدن محشر است
قصه را باصوت زیبایت شنیدن محشراست

مۅ پریشان ڪرده‌اے دستان عاشق بسته‌ای
دست را در بین موهایت تنیدن محشراست

طاق ابروے ڪمندت سخت مدهوشم نمود
هوش من!ابروی تۅ!از سر پریدن محشراست

گونه‌هایت گردے گردون گیتے را گرفت
لب بروے گونه‌ات جانا چشیدن محشر است

با لبان آتشینت شعله بر جانم زدی
آرے آن لبهاے شیطانے مڪیدن محشر است

طعنه بر سرۅ میزند آن قامت رعناے تۅ
درمیان پیڪرت آنے خزیدن محشر است

طوقے از جنس طلا برگردنت دارے ۅ لیڪ
عالمے در پاے تو گردن بریدن محشراست

غمزه از چشم سیاهت قلب عالم میدرد
هرچه خواهے نازڪن,نازت ڪشیدن محشراست
دیدگاه ها (۱)

به افتخار همه ی پدرها

من به یک کوه پر از درد شباهت دارماز دل خسته خود قصد عیادت دا...

سلااااااااام

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط