{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجشنبه 94/12/20ساعت14:02

پنجشنبه 94/12/20ساعت14:02


پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟» زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.» پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که به او می دهید انجام خواهم داد.» زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرارکرد و پیشنهاد داد: ـ«خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. دراین صورت امروز شما زیباترین چمن را در کل شهرخواهید داشت» مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک درحالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی راگذاشت. مغازه دارکه به صحبت های اوگوش داده بود، گفت: «پسر از رفتارت خوشم آمد. به خاطراینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به توبدهم.» پسر جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کارمی کند. کاش ما هم گهگاهی عملکرد خود را بسنجیم.
دیدگاه ها (۴۸)

سلام بچه ها مخم ترکیداین دوست خوبمون لیلی(مریم)که 4روزپیش ما...

شنبه94/12/22ساعت12:23ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣ...

پنجشنبه 94/12/20ساعت13:56آیا می دانید؟دود اسپند سریع جذب مغز...

چهارشنبه 94/12/19ساعت11:57ملانصرالدین از کدخدای ده ﻳﮏ ﺍﻻﻍ به...

P5. (پارت آخر)اسم =شکنجه دائمی مناو به کیف وکیل که پس از م...

کارگر_معمولی✍هیچ وقت عادت نداشته ام و ندارم موقعی که دو نفر ...

#گروگان_قلبم#part_1(مهمونی شروع شده بود و هیون ووک وارث بعدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط