{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب به تنگنای غم واندوه اتش به نامه های تو افکندم اکنون

امشب به تنگنای غم واندوه اتش به نامه های تو افکندم اکنون منم که برسراین اتش ازرنج میگدازم وخرسندم پا برسر خیال تو میکوبم. برگریه ی فریب تو میخندم خاموش شد به دست تو افسونگر شمع امید شاعرناکامی رو هر زمان به خواب در اغوشی روهرنفس بپیچ براندامی نفرین به من گرازتو کنم یادی لعنت به من گرازتوبرم نامی یک بار عهدبستم ونشکستم صدبار عهد بستی و بشکستی دیگرنگویمت که چها کردی دیگر نپرسمت که کجا هستی جام فریب تلخ تو نوشیدم هشیاریم مباد از این مستی.
دیدگاه ها (۳)

شب خوش

گل یاساین عکس روخودم گرفتم

نزد خود نگاه داشتن کودک بدون پوشک همانند در دست نگه داشتن نا...

بفرمایید شربت آلبالو

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط