جونگکوک
جونگکـــوک؛
چندپــــآرتی../
[اسمـــــ*ـــاتعلی]
پارتعلی ⁴ ; پارتعلی آخر ..
{ بخاطر ویسعلی مجبورم کوچیک ترین چیز رو سانسورعلی کنم }
[ دوست ندارین نخونین و توی کامنت ها چرت و پرت نگین من مجبورتون نکردم😃 ]
انگشتتشو داخــ*ــلت تــــ*ـــکون میداد و زبونــ*ـــشو از زاویه فکت برداشت و رو گـــ*ــردنت گذاشت و مک میزد جوری که رنگ بدنت از کرمی به بنفش تغییر رنگ پیدا کنن..
بعد از کبـــ*ـود کردن گــــ*ــردنت دستشو از تــ*ــوت بیرون آورد و همون انگشتشو که داخــ*ـــلت بود رو لیـــ*ــس زد..!
[ نباید چندشم میشد ..🙂 ]
بلندت کرد و دوباره انداختت روی تخت و پوصیــ*ــنت رو ماساژ میداد...
خودشو آروم انداخت روت و بدنــ*ــت رو گــ*ـــاز میزد ..
ـ میخوام که برای همیشه و همیشه و همیشه .. برای من باشی بیبی ..!!
تمحمل نکردی و دوباره لبـــشو بوسیــ*ــدی ...
و با این کارت بهش گفتی که من برای همیشه و همیشه و همیشه مال توام...!
پایان:)🎀
دوستش داشتینن؟😭🙃
دوباره چندپارتی های اسماتعلی بزارم؟🎀
چندپــــآرتی../
[اسمـــــ*ـــاتعلی]
پارتعلی ⁴ ; پارتعلی آخر ..
{ بخاطر ویسعلی مجبورم کوچیک ترین چیز رو سانسورعلی کنم }
[ دوست ندارین نخونین و توی کامنت ها چرت و پرت نگین من مجبورتون نکردم😃 ]
انگشتتشو داخــ*ــلت تــــ*ـــکون میداد و زبونــ*ـــشو از زاویه فکت برداشت و رو گـــ*ــردنت گذاشت و مک میزد جوری که رنگ بدنت از کرمی به بنفش تغییر رنگ پیدا کنن..
بعد از کبـــ*ـود کردن گــــ*ــردنت دستشو از تــ*ــوت بیرون آورد و همون انگشتشو که داخــ*ـــلت بود رو لیـــ*ــس زد..!
[ نباید چندشم میشد ..🙂 ]
بلندت کرد و دوباره انداختت روی تخت و پوصیــ*ــنت رو ماساژ میداد...
خودشو آروم انداخت روت و بدنــ*ــت رو گــ*ـــاز میزد ..
ـ میخوام که برای همیشه و همیشه و همیشه .. برای من باشی بیبی ..!!
تمحمل نکردی و دوباره لبـــشو بوسیــ*ــدی ...
و با این کارت بهش گفتی که من برای همیشه و همیشه و همیشه مال توام...!
پایان:)🎀
دوستش داشتینن؟😭🙃
دوباره چندپارتی های اسماتعلی بزارم؟🎀
- ۳.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط