{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پــــــــدر

پــــــــدر
برشی بلند قد بود
از آسمـــــان
که در جیبهای بارانی اش
همیشه ابـــری
برای باریدن داشت،
شبـــی رفت
تا با لهجه آفتابی اش
برای ستــــاره ها
دیکته شـــب بگوید.
دیدگاه ها (۷)

خیره به نگاهش شوبی هوا،محکمدر آغوشت حبسش کنو فریاد بزن دوستش...

دلم گرفته تر از پیله کرم ابریشم کوچکی‌ستکه به تاری آویزان اس...

از وقتےبراے گلهـــاے باغــچهمعنے نام اَت را گفتــه امزیبــات...

تعجب نکـناگر خودت را صدا مے زنے ومڹ برمے گردمآنقــدر دوستت د...

آپدیت های ویبو بانو جینگی برای خداحافظی با لو وو یی😍کپشن : آ...

خواب رویایی part: ۵ کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط