{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون سنگها صدای مرا گوش میکنی

چون سنگها صدای مرا گوش میکنی
سنگی و ناشنیده فراموش میکنی
رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه‌های وسوسه مغشوش میکنی
دست مرا که ساقهٔ سبز نوازش است
با برگ‌های مرده همآغوش میکنی
گمراه‌تر ز روح شرابی و دیده را
در شعله مینشانی و مدهوش میکنی
ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت، که مرا نوش میکنی
تو درهٔ بنفش غروبی که روز را
بر سینه میفشاری و خاموش میکنی
در سایه‌ها، فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه ازچه سیه‌پوش میکنی؟

#تولدی_دیگر
#فروغ_فرخزاد
#نشر_مروارید
دیدگاه ها (۱)

چون سنگها صدای مرا گوش میکنیسنگی و ناشنیده فراموش میکنیرگبار...

چون سنگها صدای مرا گوش میکنی سنگی و ناشنیده فراموش میکنی رگب...

چون سنگها صدای مرا گوش میکنیسنگی و ناشنیده فراموش میکنیرگبار...

چون سنگ ها صدای مرا گوش میکنیسنگی و ناشنیده فراموش میکنیرگبا...

چون سنگها صدای مرا گوش می کنیسنگی و ناشنیده فراموش می کنیرگب...

چون سنگها صدای مرا گوش می کنیسنگی و ناشنیده فراموش می کنیرگب...

هشتم دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد گرامی باد ...چون سنگها ص...

چون سنگها صداے مرا گوش مے ڪنیسنگے و ناشنیده فراموش مے ڪنیرگب...

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی ‪
‬سنگی و ناشنیده فراموش می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط