{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرزویم گشته ای دل ، بوسه بر دستان تو .

آرزویم گشته ای دل ، بوسه بر دستان تو .
تا بگیرد دست محتاجم ، کمی دامان تو .

هر چه میخواهی بگو ، بیزارم از این زندگی
جان اگر خواهی بفرما ، خود کنم قربان تو .

می دهی عشق و مجازاتم ، به هجران می کنی؟
ما که دل دادیم و جان را هم ، برد هجران تو .

دل اسیرت گشته با ، عهدی که بستی در الست
کی روا باشد ، که دل سر تابد از پیمان تو؟

آستانت قبله گاهم گشته ای ، معنای عشق
عاشقان را کی نوازد ، بانگ خوش الحان تو .

خوان لطفت ، هر کجا گسترده کردی بهر ما
درد عشقم را نباشد ، چاره جز درمان تو .
در فراقت ، سینه سوزان است و چشمم پر ز خون
مرغ دل را ، حسرتی نبود به جز رضوان تو .

کس نداند حال درویش ات ، چو هو هو میکند
در زند تا در سحر گاهی شود مهمان تو .
دیدگاه ها (۳)

تو که رفتی نفســـم بی تو غریبانه گرفتدلِ زارم قفسی شد که به ...

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه توییمستم کن از جام لبت , ...

ریختی بر شانه ات موی شرابی آفرینمست و پاتیل توام امشب حسابی ...

‌ ‌ هرچه کردم بشوم از تو جدا، بدتر شدگفته بودم بزنم قید تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط