🌿«برشی از شعرِ گلهای کبود»🌿

🌿«برشی از شعرِ گلهای کبود»🌿


روزگاری، يک تبسّم، يک نگاه
خوش‌تر از گرمای صد آغوش بود
اين زمان بر هر که دل بستم دريغ
آتش آغوش او خاموش بود

روزگاری، هستی‌ام را می‌نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگيزِ من
اين زمان خاموش و خالی‌ مانده است
سينه‌ی از آرزو لبريز من...


📒 دفترِ ابر و کوچه
✍🏼 #فریدون_مشیری
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
دیدگاه ها (۷)

قسمتی از سفرم به کردستان

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

روزگاری، یک تبسّم، یک نگاهخوش تر از گرمای صد آغوش بوداین زما...

ای همه گلهای از سرما کبودروزگاری چشم پوشیدم زخوابتا بخوانم ق...

‌ ‌روزگاری ، یک تبسم ، یک نگاهخوش تر از گرمای صد آغوش بود#فر...

روزگاری یک تبسم یک نگاه...خوش تر از گرمای صد آغوش بود...#فر...

روزگاری؛ یک تبسم، یک نگاه، خوش تر از گرمای صد آغوش بود... ف...

روزگاری؛یک تبسم، یک نگاه،خوش تر از گرمایصد آغوش بود...#فریدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط