{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب دررسید وقصه ی ماهم به سررسید

شب دررسید وقصه ی ماهم به سررسید
کوخانه ای برای رسیدن،کلاغ کو؟

✍قیصر امین پور
دیدگاه ها (۰)

گویا تو را از سال‌ها قبل دوست داشته‌ام.قبل‌تر از گریه‌های کو...

‏و دوست داشته شدن اینچنین است:دهان را برای سکوت و بوسه و لبخ...

فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماندنفرین وآفرین ودعا درگلو شکست.....

من با توام می خواهم آغشته عطر تو زندگی کنماين رد عطر توست که...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نم...

کلبه ی دلم اشفته بازاریست که روزها بارانی و شب ها همچون جنگل...

وقتی بچدار نمیشدی پارت 10(اخر)اون صحنه ای که رد میز ناهارخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط