{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
دورویاکی با طمع انگور
چند سال بعد:
ویو ری:
نمی دونم باجی چرا گفت بریم به معبد مویاساشی(اگر درست نوشته باشم)
و خودم هم یه حس عجیبی دارم
ری تا میخواست بره ران و ریندو جلوش رو میگیرن
ران:چه خبره چند روزه همش بیرونی دادش کوچولو
ریندو:برای اولین بار با ران موافقم کجا میری این چند روزه
ری:هیچی بابا با دوستام میرم بیرون(ذهن ری:اگر بگم میخوام برم کارای گنگ تومان رو انجام بدم از وسط دو نصفم میکنن)
ران و ریندو:باشه ولی زود برگرد
ری:های(بله)جانه(تا بعد)👋
ران و ریندو:جانه👋
و ری رفت
ریندو:ران بنظرت نریم دنبالش
ران:ولش کن حتما با دوستاش قرار داره
ریندو:های
ویو مایکی:
باجی:اوکی شد مایکی فهمیدی چی گفتم
مایکی با قاطعیت:نه🫤
دراکن:چون مغز نداری نمیفهمی😑
مایکی:چیکار کنم خب
میتسویا:ببین این جلسه فیکه ما اون پشتیم
کازوتورا:و تو باید به ری درخواست بدی خیلی راحت😁
مایکی:از نظر تو راحته😓
چیفویو:مایکی_کون مطمعنم که ری شما رو دوست داره
مایکی:از کجا میدونی🧐
چیفویو:خب خودش بهم گفت
فلش بک:
ری و چیفویو رفته بودن یکم خوراکی برای دور همی بخرن
ری:چیفویو یه چیز میگم به هیچکس نگو
چیفویو سر تکون داد
ری:.....
ادامه دارد
تو خماری بمونین یایاهههه🤣
دیدگاه ها (۶)

فن فیک دورویاکی با طمع انگور پارت ۱(شیپمون مایکی و رقیب عشقی...

یلو ملو گرین گلد😁خب شاید شیپ ما مثلث عشقی بشهبا مایکی و ایزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط