خــــــدایا:
خــــــدایا:
با قافله ای از امید آمده ام به سویت تامهمانت شوم چون میدانم میزبانی خواهم داشت که هیچ کس را از درگاهش
محروم باز نمیگرداند.
چون من مولایی که بیش از تو به لطف
و احسانش معروف باشد جز تو نمیشناسم...
آمده ام غرق شوم در دریای بی کران از مهرت و از قهر تو به سوی تو پناه میبرم زیرا که بار گناهانم سنگین است..
رویی نداشتم... اما آمدم تا در کشتی نجاتت بمانم و خود را به لذت مناجاتت کامیاب گردانم
مرا در آغوش گرم و امن خویش جای بده...
آمیـــــــــــن یارب العالمین سلام صبح اولین روز اردیبهشتتون بخیر و نیکی
با قافله ای از امید آمده ام به سویت تامهمانت شوم چون میدانم میزبانی خواهم داشت که هیچ کس را از درگاهش
محروم باز نمیگرداند.
چون من مولایی که بیش از تو به لطف
و احسانش معروف باشد جز تو نمیشناسم...
آمده ام غرق شوم در دریای بی کران از مهرت و از قهر تو به سوی تو پناه میبرم زیرا که بار گناهانم سنگین است..
رویی نداشتم... اما آمدم تا در کشتی نجاتت بمانم و خود را به لذت مناجاتت کامیاب گردانم
مرا در آغوش گرم و امن خویش جای بده...
آمیـــــــــــن یارب العالمین سلام صبح اولین روز اردیبهشتتون بخیر و نیکی
- ۴۳۶
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط