بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم .
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم .
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم .
شدم آن عاشق دیوانه که بودم .
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید .
باغ صد خاطره خندید .
عطر صد خاطره پیچید .
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم .
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم .
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم .
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت .
من همه محو تماشای نگاهت . . .
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم .
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم .
شدم آن عاشق دیوانه که بودم .
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید .
باغ صد خاطره خندید .
عطر صد خاطره پیچید .
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم .
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم .
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم .
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت .
من همه محو تماشای نگاهت . . .
- ۳.۱k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط