صبح و طلوع و شعر و غزل ناشتای تو...
صبح و طلوع و شعر و غزل ناشتای تو... یعنی سلام، زنده شدم با دعای تو... یعنی دوباره با تو من از خواب می پرم. با موج ملتهب خنده های تو... حس میکنم که جنبش رگها و ... قلب من... تنظیم میشوند به آهنگ پای تو... یعنی که رگ، رگ تن من شوق ... می شود... یعنی که تنگ میشود این دل ... برای تو... سلام صبحتون بخیر دوستان
- ۲.۲k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط