{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لایق وصل تو که من نیستم اذن به یک لحضه نگاهم بده رضا جان

لایق وصل تو که من نیستم اذن به یک لحضه نگاهم بده رضا جان
دیدگاه ها (۲)

مرا بغل کن روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشن...

تو داروخونه بودم یه اقایی اومد گفت کرم ضد سیمان دارین فروشن...

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم و از نوشتن اسمت بر آن حیا ک...

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟ بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم...

عاشقانه های شبنم حرم

اولیمن:اینوسکه آروم برقص من بلد نیستماینوسکه:مگه رقصیدن چقدر...

ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونهیا روی تیشه چشات غبار آهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط