دوستت دارم و دانم که سزاوارت نیست

دوستت دارم و دانم که سزاوارت نیست
بلبلِ طبعِ دلم، لایقِ گلزارت نیست

تو همانی که نباید به تو دل می بستم
من خودم باخبرم، حاجتِ انکارت نیست

از چه باید به کسی مثلِ من آلوده شوی؟
جایِ این شاعرِ مجنون که به دربارت نیست

خبرم هست که اشعارِ مرا میخوانی
هیچکس مثلِ من اینگونه بدهکارت نیست

کاش زمستان به گوشت برساند،گلِ من!
هیچ در سینه ی من، جز غمِ دیدارت نیست
دیدگاه ها (۳)

دلم چراااا گریه میکنی؟؟؟آسوده باشدیگرتورابه کسی نمیدهم ...!!...

صداقت و سادگی انسان را شاعر میکند ،،،نه مال و ثروت قدر داشته...

عطر نفس هایت…عجیب تریڹ خواص دنیا را دارد…ڪہ تمامِ مڹ رامدهوش...

کاش می شد یه آگهی تجاری هم بود این شکلی:" دل گرفته تان را به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط