{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل مراد برا اولين بار سوار هليکوپتر مى شه به بغل دستيش مى

گل مراد برا اولين بار سوار هليکوپتر مى شه به بغل دستيش مى گه شما گرمتونه يارو من ى گه نه به اون يکى بغل دستيش مى گه شما گرمتونه يارو مى گه نه بعد رو مى کنه به خلبان: آقا اين جا کسى گرمش نيست اون پنکه رو خاموش کن
دیدگاه ها (۳)

زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد!شوهره گفت: ول کن بعدا ق...

زن : اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی بینی مرد :...

فیس بوک تونس : امروز فردی به دلیل گرونی خودش رو آتش زد (1900...

شباهت پسرا و دخترا در ایران:_هر دو تاشون فکر می کنند جامعه د...

وقتی خیانت می‌کنه. پارت پنج (فک کنم ).

نحوه‌ی حرف زدن:آروم، کوتاه و دقیق. هیچ‌وقت بی‌دلیل حرف نمی‌ز...

استعداد ویژهیادگیری جادو: ⭐⭐⭐⭐⭐الیشیا طلسم‌های جدید رو خیلی ...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

رو کاراکتری که خودم ساختمش کراش زدم_وای حاجی اقا بزار توضیح ...

رمان یک نیمکت فاصله

گذشته و خانوادهخاندان: تِنِبریسقدمت خاندان: بسیار قدیمی و مر...

این موج ضد مهاجر پذیری که تو غرب راه افتاده رو می بینین ؟!می...

📜 خلاصه داستان : سالیفی 99امین انسان مونث قربانی برای خورده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط