{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم می کنی

نگاهم می کنی
نگاهم در نگاهت گره نمی خورد
چشم به جایی دوخته ای که فرسنگ ها از من دور است
دلم یک گره ی کور می خواهد
در نگاه تو
.
سکوت می کنی
غرق می شوم در سکوت بی انتهایت
میان خش خش برگهای پاییزی
میان دستهای خالی زمستان
میان خاطراتی که باد با خود برد
.
بغض می کنی
می شکنم
بر گونه هایت آرام می غلتم
از تو لبریز می شوم
از بوی نمناک خاک
و دعایی که زیر باران استجابت می یابد!
دیدگاه ها (۲۴)

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

Rofile of the wolf...10

مرد بی رحم

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط