{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاجعه این نیست که

فاجعه این نیست که

من هنوز هم وقتی عصبانی می‌شوم

فرو می‌روم توی خودم و

انقدر ناخن‌هایم را

لایه لایه لایه می‌کنم

تا برسم به گوشت زیرش

فاجعه این است که

تو دیگر نیستی تا روبرویم بنشینی

و من را از خودم بکشی بیرون

و هی بگویی: «نکن، نکن، نکن دیوونه»
دیدگاه ها (۷)

خدا وقتی گونه‌ های تو را می‌ تراشیدلب‌های تو را می‌بافتپاهای...

لعنت بر این خیابان ها که هیچکدام عرضه ی آوردن تو را ندارند!!...

از قول منبه باران بی امان بگو دل اگر دل باشدآب از آسیاب علاق...

ﺑﺎ ﻋﻄﺮ ﺗﻮﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡﺍﯾﻦ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯽ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط