{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار تا

بگذار تا
بگویمت این مرغ خسته‌جان
عمری‌ست
در هوای تو از آشیان جداست


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲)

ز بیقراری ما فارغ است خاطر یاردل گُهر چه خبر دارد از تپیدن م...

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلببه راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشی...

هجران یار می‌شکند پشت مرد را بیداد روزگار و جفای زمانه چیست#...

قطاری کهنه اماما چه جای شکوه از مردمشکسته شیشه ام را سنگِ لط...

ما دردِ تو به جان خسته داریم‌ اِی دوست_ابوسعیدابوالخیر

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

سلام عزیز تر از جانم بی تو جهان جسمی ست که جان ندارد ...الله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط