{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سقط میکنم

سقط میکنم

آن نوزاد رویایی را

که هیچ گاه ب دنیا نیامد

آن نام های دخترانه که میخواستیم در

عاشقانه هایمان برایش انتخاب کنیم

من میشدم«مادر»

و تو همان«پدر زحمتکش»

میخواهم این رویاهارا بر«دار»زنم

و تمام راه های نرفته را برگردم

بگذار ناشیانه اعتراف کنم

کودک رویاهایمان در امتداد قهر

چشمانت یتیم شد....
دیدگاه ها (۶)

ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﮔـ ـ ــﺮﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧـــﺎﻃـﺮﻩ ﻫـــﺎﯾﻢ ﯾﮏ ﻗﻨـــﻮﺕ ﺳــﮑﻮﺕ ...

امشــــــب بزرگترین نفرینم را میکنم...پروردگارا اندازه ای ک ...

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﺏ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻮﯼ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ... ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺟ...

کاش حضانت مرا آغوش تو بر عهده میگرفت ....

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط