پارت ۱۶:
پارت ۱۶:
میوکو: کجا میریم؟
چرا میریم؟
این همه وسیله برا چیه؟
منم بیام؟.
سانمی : دِ بچه خفهخون بگیر.
میوکو : #__#
من: ساکت.
سانمی: چشم هر چی تو بگی(با لحن مسخره).
همون لحظه سانمی افتاد.
نه نه نیفتاد من کاری کردم که بیوفته.
من: آرا آرا گومن(وای وای ببخشید)
سانمی: دختره ی--
کانائه: سانمی😕.
طوری که فقط سانمی بشنوه گفتم: اوه جلوی کسی که دوسش داری نباید بد دهنی کنی.
فکر کنم تنگن و گیومی و زنیتسو شنیدن.
گنیا با زمزمه: نه نه نمی خندم نباید بخندم🤭.
تنگن: پر زرق و برق بود.
من: میدونم ههه.
سانمی : چی گفتی نفله؟.
من : اوه اوه بهش برخورد.
گنیا: ۱،۲،۳.
من: الفراررررررر.
من بدو گنیا بدو سانمی به دنبال ما بدو.
البته من معلق بودم.
ببخشید کم بود
میوکو: کجا میریم؟
چرا میریم؟
این همه وسیله برا چیه؟
منم بیام؟.
سانمی : دِ بچه خفهخون بگیر.
میوکو : #__#
من: ساکت.
سانمی: چشم هر چی تو بگی(با لحن مسخره).
همون لحظه سانمی افتاد.
نه نه نیفتاد من کاری کردم که بیوفته.
من: آرا آرا گومن(وای وای ببخشید)
سانمی: دختره ی--
کانائه: سانمی😕.
طوری که فقط سانمی بشنوه گفتم: اوه جلوی کسی که دوسش داری نباید بد دهنی کنی.
فکر کنم تنگن و گیومی و زنیتسو شنیدن.
گنیا با زمزمه: نه نه نمی خندم نباید بخندم🤭.
تنگن: پر زرق و برق بود.
من: میدونم ههه.
سانمی : چی گفتی نفله؟.
من : اوه اوه بهش برخورد.
گنیا: ۱،۲،۳.
من: الفراررررررر.
من بدو گنیا بدو سانمی به دنبال ما بدو.
البته من معلق بودم.
ببخشید کم بود
- ۸۸
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط