{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترس نشستہ در دلم ، غمزده در نگاه من

ترس نشستہ در دلم ، غمزده در نگاه من
سہم من از زنانگے ،‌ روسرے سیاه من

راز دلم نهان شده... پشت سر حجاب من
غرق گناهم ،‌ تو بیا ، باز بشو نقاب من

روسرے سیاه من ! سہم من از ستاره ها
دور زحل نشسته اے ،‌ در گذر شراره ها

تیر نگاه هرزه ها حکم خلاصے ڪه گرفت
نوبت حبس تو ومن... زیر گره ها شل وسفت


روسرے سیاه من ! بخواب روی شانہ ام
خمیده پشت من ، بیا بدون پشتوانہ ام

نقش سپید غصہ ها ، زده به تار موے من
پود سیاه شو ، بیا ... بباف آبروے من

نجابت شرقے من ! قفل تنیده روی لب
بر آفتاب صورتم نشستہ سایہ هاے شب

سہم من از زنانگے !‌ روسرے سیاه من
بپیچ دور گردنم ‌ ببند راه آه من...
دیدگاه ها (۴)

بر تمام قبرهای این شهر بوسه بزن شاید بیاد بیاوری کجا مرا ...

موقع خرید لباسهای پاییزی دقت کنید! لباسهایی بخرید با جیبهایی...

من آن عاشق، من آن شیدا... وضو با اشک عشق سازم......

خوب فوتوشاب کردها فقط نمی دونم اون دست سیاه پوسته از کجا در ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

پارت ۵۱

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

سناریو

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰یک ماه بعد...رینا گرد...

#ددی_من | قسمت دوم: مدیر جدیدهمهمه و سروصدا توی راهروهای دبی...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط