ﭘﺪﺭﻩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﺳﻨﺞ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ
ﭘﺪﺭﻩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﺳﻨﺞ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ
ﭘﺪﺭ: کجا بودی؟
پسر: تو کوچه
ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ: ﺑﻮﻭﻭﻕ
ﭘﺴﺮ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ
پدر:چکار میکردی؟
پسر:درس میخوندیم
دستگاه:بوووﻭﻭﻭﻕ
پسر:ﻧﻪ ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﯼ ﻣﻴﺪﻳﺪﻳﻢ
ﭘﺪﺭ: خجالت بکش من سن تو ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎ چی ﻫﺴﺖ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎﺧﻨﺪﻩ: ﺑﭽﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺗﻪ ﺩﯾﮕﻪ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ(surprised)(surprised)(surprised)(surprised)
ﭘﺪﺭ: کجا بودی؟
پسر: تو کوچه
ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ: ﺑﻮﻭﻭﻕ
ﭘﺴﺮ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ
پدر:چکار میکردی؟
پسر:درس میخوندیم
دستگاه:بوووﻭﻭﻭﻕ
پسر:ﻧﻪ ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﯼ ﻣﻴﺪﻳﺪﻳﻢ
ﭘﺪﺭ: خجالت بکش من سن تو ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎ چی ﻫﺴﺖ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎﺧﻨﺪﻩ: ﺑﭽﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺗﻪ ﺩﯾﮕﻪ
دستگاه:ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ(surprised)(surprised)(surprised)(surprised)
- ۳۰۸
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط