{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمی خیره شد شاید بیابد

به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را ...
دیدگاه ها (۱)

گفتنی نیستولی بی تو کماکان در مننفسی هست، دلی هست،ولی جانی ن...

پنجره را باز میکنم ...احساس قشنگ" تو " می آید...می نشــیندبر...

کاش تا دل میگرفت و میشکست دوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد...

تمامِ حرف من این است کهکاش آدم ها یاد بگیرندکه عشقپدیده ای ح...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

به ژرفای دریا می‌سپارم واپسین واژه‌هایمتا اگر روزی خاطر کسی ...

گاهی آن‌قدر روی چیزهایی که نداریم تمرکز می‌کنیم،که نعمت‌هایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط